جزئیات قسمت 20 سریال تویی که دوست دارم
قسمت 20 سریال تویی که دوست دارم(Sevdiğim Sensin) امشب ساعت 20.00 از شبکه Star TV پخش میشود.
بازیگران سریال
| بازیگر |
|---|
| هلین کاندمیر(Helin Kandemir) |
| حسین آونی دانیال(Hüseyin Avni Danyal) |
| اسرا رونابار(Esra Ronabar) |
| دنیز ایشین(Deniz Işın) |
| روجبین اردن(Rojbin Erden) |
| آلپر چانکایا(Alper Çankaya) |
| اوزلم جانکر(Özlem Conker) |
| جیهات سواریاوغلو(Cihat Süvarioğlu) |
| اوموتجان اوتِبای(Umutcan Ütebay) |
| الچین زهرا(Elçin Zehra) |
| نیسان بویوکآغاج(Nisan Büyükağaç) |
| باریش باکتاش(Barış Baktaş) |
| امراه آیتِمور(Emrah Aytemur) |
| گوکهان سویلو(Gökhan Soylu) |
| مراد سون(Murat Seven) |
داستان سریال
سریال تویی که دوست دارم(Sevdiğim Sensin) داستان ارکان، مردی اهل استانبول را روایت میکند که در هفتههای پایانی خدمت سربازیاش برای کمک به مردم روستایی راهی آنجا میشود. او در روستا با دجله آشنا میشود؛ دختری که تمام عمرش را همانجا گذرانده و هرگز از روستا بیرون نرفته است. این دیدار زندگی هر دوی آنها را دگرگون میکند.
در تصاویر نخست سریال، سفر دجله به استانبول پس از ازدواج با ارکان به نمایش درآمده است. در حالی که خانواده آلدور برای آینده پسری برنامهریزی میکنند که منتظر بازگشتش از سربازی هستند، آمدن ارکان به عمارت همراه با دجله، زنی که برای نجات جانش با او ازدواج کرده، از تحولات تکاندهندهای در خانواده خبر میدهد. رفتار ارکان که با تحسین، معصومیت دجله را هنگام تلاش او برای عادتکردن به زندگی در شهر بزرگ تماشا میکند، نوید داستانی عاشقانه و جسورانه را میدهد.
اتفاقات قسمت تازه
دجله که باعث بروز اشتباهی مهم در کار ارکان شده، برای جبران آن دستبهکار میشود. او سرانجام با اقدامی که حتی ارکان هم انتظارش را ندارد، پیشرفت مهمی در پروژه رقم میزند.
حلکردن بعضی مشکلات به دست دجله، اینجی را در فشارگذاشتن بر او و بهستوهآوردنش در عمارت با دشواری روبهرو میکند. اما اینجی تسلیم نمیشود و این بار حوا را هدف میگیرد. او که آماده اجرای نقشه پنهانیاش است، قدمی برمیدارد که توازن قدرت را در عمارت تغییر میدهد.
دجله پس از بیرون آمدن شیرین بسیار خوشحال میشود، اما با روبهروشدن با اینجی ناچار است تصمیم دشواری بگیرد. او برای فراهمکردن سرپناهی برای شیرین راهی غیرمنتظره انتخاب میکند و با حمایت فاطوش، قدم به مسیری تازه و متفاوت در زندگیاش میگذارد.
علی جبار در ادامه اجرای نقشه شومش درباره اسات، برای نخستین بار اشتباهی از خود نشان میدهد؛ اشتباهی که از چشم یکی از ساکنان عمارت دور نمیماند.
نیلوفر پس از گفتن حقیقت به جیوان ناامید میشود، اما با اقدامی روبهرو میشود که اصلاً انتظارش را نداشته است. نقشهای که او با کمک دجله اجرا میکند، نتیجهای غیرمنتظره برایش دارد و دجله و ارکان این بار با شدتی بیسابقه مقابل یکدیگر قرار میگیرند.









