«تو کسی هستی که دوست دارم»؛ عشق ارکان و دجله پشت میلهها هم تسلیم نمیشود
«تو کسی هستی که دوست دارم»؛ عشق ارکان و دجله پشت میلهها هم تسلیم نمیشود
قسمت هفدهم سریال «تو کسی هستی که دوست دارم» یا «عشقم تویی» (Sevdiğim Sensin)، پنجشنبه ۲۶ شهریور پخش شد؛ قسمتی پر از فداکاری، خیانتهای خانوادگی، معاملههای کثیف و تصمیمهایی که بهایشان از پول و سهام هم بیشتر است. این بار قصه ارکان و دجله از بحرانهای معمول خا…
قسمت هفدهم سریال «تو کسی هستی که دوست دارم» یا «عشقم تویی» (Sevdiğim Sensin)، پنجشنبه ۲۶ شهریور پخش شد؛ قسمتی پر از فداکاری، خیانتهای خانوادگی، معاملههای کثیف و تصمیمهایی که بهایشان از پول و سهام هم بیشتر است. این بار قصه ارکان و دجله از بحرانهای معمول خانوادگی عبور میکند و به جایی میرسد که آزادی، جان و عشق آنها همزمان روی میز قرار میگیرد.
پیش از ورود به جزئیات، بد نیست بدانید قسمت ۱۸ «تو کسی هستی که دوست دارم» پنجشنبه ۲ مهر، ساعت ۲۰ به وقت محلی ترکیه پخش خواهد شد. اگر روال انتشار نسخههای زیرنویسدار ادامه داشته باشد، احتمالاً از بامداد جمعه ۳ مهر تا عصر همان روز نسخه زیرنویس فارسی یا انگلیسی آن در اینترنت در دسترس مخاطبان قرار میگیرد.
این مطلب بر اساس نسخه اصلی و حدوداً ۱۲۰ دقیقهای سریال نوشته شده است. در پخش دوبله، هر قسمت اصلی معمولاً به سه قسمت ۴۰ دقیقهای تقسیم میشود؛ بنابراین طبیعی است که شمارهگذاری نسخه دوبله با نسخه زبان اصلی تفاوت داشته باشد و مخاطبان هنگام جستوجوی قسمتها، با چند شماره متفاوت روبهرو شوند.
ریتینگ قسمت ۱۷ «تو کسی هستی که دوست دارم»؛ صدرنشینی در میان سریالها، اما با یک هشدار
«تو کسی هستی که دوست دارم» در پنجشنبه گذشته رقابت سادهای نداشت. پخش زنده فوتبال اروپا، بهویژه مسابقه بشیکتاش و مارسی، بخش بزرگی از مخاطبان را به خود جذب کرد. در کنار آن، سریال تازه «جایی که خورشید طلوع میکند» (Güneşin Doğduğu Yer) از شبکه ATV نیز با قسمت اولش وارد میدان شد و شروعی قابلتوجه، بهخصوص در گروههای تحصیلکرده و تجاری، داشت.
با این حال، سریال Star TV در میان درامهای شب همچنان توانست جایگاه مهمی برای خود حفظ کند:
| گروه آماری | ریتینگ | سهم مخاطب | رتبه شب |
|---|---|---|---|
| TOTAL | ۴.۸۲ | ۱۵.۴۵ درصد | ۲ |
| AB | ۲.۸۸ | ۹.۵۲ درصد | ۶ |
| ABC1 | ۴.۰۹ | ۱۲.۷۰ درصد | ۳ |
در گروه TOTAL، سریال با رشد ۰.۶۳ امتیازی به رتبه دوم جدول رسید و عنوان پربینندهترین سریال شب را در میان مخاطبان عمومی به دست آورد. در گروه ABC1 هم با افزایش ۰.۵۰ امتیازی، رتبه سوم را ثبت کرد؛ آماری که برای شبکه و آگهیدهندگان نشانه مثبتی است.
اما همه چیز هم بیدردسر نیست. «تو کسی هستی که دوست دارم» در گروه AB افت ۰.۴۲ امتیازی داشت و به رتبه ششم عقب رفت. ورود «جایی که خورشید طلوع میکند» نیز در این گروه حسابی خودنمایی کرد و نشان داد رقابت پنجشنبهها، مخصوصاً برای جذب مخاطبان تحصیلکرده، قرار است جدیتر شود.
از سوی دیگر، فصل جدید سریال «جانشین» هنوز شروع نشده و جدول پخش پنجشنبه به شکل کامل شلوغ نشده است. همچنین هنوز به مهر نرسیدهایم؛ معمولاً از نیمه مهرماه، با بازگشت گستردهتر مخاطبان ترکیه به روال عادی تماشای تلویزیون، چهره واقعی رقابتهای ریتینگ مشخصتر میشود. بنابراین، رشد سریال در TOTAL و ABC1 دلگرمکننده است، اما افت در AB و ظهور یک رقیب تازه را باید جدی گرفت.
در قسمت ۱۷ «عشقم تویی» چه گذشت؟
قسمت هفدهم با یک شوک بزرگ شروع میشود: ارکان آلدور آزاد میشود، اما دجله دستگیر میشود.
ارکان که به اتهام تیراندازی به فرمان در زندان بود، ناگهان با حکم آزادی مشروط روبهرو میشود؛ ولی خیلی زود میفهمد این آزادی، بهایی سنگین داشته است. دجله برای نجات او، خودش را مقصر تیراندازی به برادرش معرفی کرده و اعتراف کرده که شلیک را او انجام داده است.
رویارویی ارکان و دجله در راهروهای دادگاه، از احساسیترین لحظات قسمت بود. ارکان از دجله میخواهد اعترافش را پس بگیرد، اما دجله با همان صبر و فداکاری همیشگیاش میگوید پیوند آنها با زندان و دیوارهایش از بین نمیرود. حتی وقتی دجله از ارکان میخواهد طلاقش دهد و زندگی تازهای بسازد، ارکان حاضر نیست عشقش را تنها بگذارد. او تصمیم میگیرد بهعنوان وکیل قانونی دجله، تا آخرین لحظه برای آزادی او بجنگد.
دجله در زندان؛ سختی، تحقیر و یک روزنه انسانیت
با انتقال دجله به زندان زنان، فصل تلخ تازهای برای او آغاز میشود. رئیس بند و زندانیان قدیمی، به او به چشم یک تازهوارد آسیبپذیر نگاه میکنند و با تحقیر، زورگویی و سپردن کارهای سنگین، فشار زیادی به او میآورند. دجله حتی مجبور میشود روی زمین سرد بخوابد؛ اما روحیه آرام و مقاومش هنوز نشکسته است.
در زندان، دجله با دختری به نام شیرین آشنا میشود؛ دختری که به دلیل قتل ناپدری آزارگرش زندانی است و سواد خواندن و نوشتن ندارد. دجله تصمیم میگیرد مخفیانه به او سواد یاد بدهد. این خط داستانی، در میان حجم بالای تنش و تاریکی قسمت، لحظهای انسانی و امیدوارکننده میسازد.
البته رئیس بند هم وقتی از ثروت و جایگاه خانواده ارکان باخبر میشود، خیلی زود بوی پول را حس میکند و به فکر باجخواهی از دجله و خانواده آلدور میافتد. انگار حتی زندان هم برای دجله قرار نیست از بازیهای قدرت و منفعتطلبی دور باشد.
سقوط طاهر و بازی خطرناک اسات
در خانه آلدورها نیز بحران یکی پس از دیگری سر میرسد. اسات آلدور در نشست خبری تلاش میکند از ارکان یک قهرمان فداکار بسازد و تأکید دارد که دجله بدون فشار خانواده، خودخواسته تسلیم قانون شده است. اما این نمایش رسانهای با حمله شدید صرع طاهر، پسر بزرگ اسات، به هم میریزد.
طاهر جلوی دوربین خبرنگاران روی زمین میافتد و این اتفاق، برای اسات چیزی جز یک رسوایی نیست. او به جای نگرانی برای پسرش، طاهر را مایه شرمساری خانواده میداند؛ واکنشی که بار دیگر چهره سرد و بیرحم او را آشکار میکند.
اینجی هم بیکار نمینشیند و تلاش میکند با پیشنهاد سهام، طاهر را به بازی خود وارد کند و کنترلش را در دست بگیرد. اما طاهر این بار مقابل مادرش میایستد و از کینهتوزیها و رفتارهای تاریک او پرده برمیدارد. خانواده آلدور در این قسمت بیشتر از هر زمان دیگری شبیه ساختمانی است که از بیرون باشکوه به نظر میرسد، اما از درون ترک برداشته است.
ارکان در برابر پدرش؛ انتخاب عشق به جای ثروت
پس از بازگشت ارکان به عمارت، اسات پیشنهادی بیشرمانه به او میدهد: دجله را از زندان بیرون میآورد، به شرطی که ارکان او را طلاق بدهد، به شرکت بازگردد و دوباره وارث مطیع خانواده باشد.
اما ارکان این بار تسلیم نمیشود. او ثروت، سهام، نام خانوادگی و جایگاهش را رد میکند و با صراحت اعلام میکند که تنها خانواده واقعیاش دجله است. خروج ارکان از عمارت، یکی از لحظات تعیینکننده قسمت ۱۷ بود؛ جایی که او انتخاب میکند از امنیت و قدرت خانوادگی بگذرد، اما همسرش را رها نکند.
جان فرمان، فداکاری دریا و معامله طاهر
وضعیت جسمانی فرمان در بیمارستان بحرانی میشود. پزشکان هشدار میدهند که اگر پیوند کلیه انجام نشود، ممکن است او تا صبح زنده نماند. مرگ فرمان به معنای سنگینتر شدن وضعیت دجله است، چون در آن صورت او رسماً در جایگاه قاتل قرار میگیرد.
تنها فردی که کلیهاش با فرمان همخوانی دارد، خواهرش دریا است؛ دختری که سالها قربانی خشونت فرمان بوده و طبیعتاً هیچ دلیلی برای نجات او ندارد. طاهر که دریا را در مکانی امن پنهان کرده، از این موقعیت برای انتقام از ارکان استفاده میکند. او در ازای تحویل دادن دریا و فراهمشدن امکان پیوند، تمام سهام شرکت را از ارکان میخواهد.
ارکان بدون مکث قرارداد را امضا میکند. او برای نجات دجله حاضر است همه چیز را واگذار کند؛ تصمیمی که شاید دجله را از اتهام قتل نجات دهد، اما راه را برای قدرتگیری طاهر و بحرانهای بزرگتر در خانواده آلدور باز میکند.
در نهایت، دریا با فهمیدن حقیقت ماجرا و آگاهی از فداکاری دجله، از کینهاش نسبت به برادرش میگذرد. او با وجود خطر بالای عمل جراحی و هشدار پزشکان درباره احتمال خونریزی مرگبار، رضایت میدهد کلیهاش را به فرمان اهدا کند.
جیوان، تورگوت و رازهای اینجی
در خطوط فرعی، جیوان برای دفاع از خانوادهاش به مخفیگاه باند تورگوت حمله میکند، اما به دام میافتد و شکنجه میشود. با وجود فشارها، او حاضر نمیشود لب باز کند؛ موضوعی که احتمالاً در قسمتهای آینده برایش دردسرهای بزرگتری خواهد ساخت.
از طرفی، اینجی با خوراندن داروهای پنهانی به دختری در بنیاد، تلاش میکند حافظه او را از بین ببرد تا رازهای گذشتهاش محفوظ بماند. این خط داستانی هنوز در حاشیه است، اما بوی یک افشاگری بزرگ در آینده را میدهد.
پایان قسمت ۱۷؛ امیدی که روی لبه تیغ ایستاده …
قسمت هفدهم با ملاقات ارکان و دجله پایان مییابد. ارکان با امید به دجله میگوید که دریا برای نجات او به اتاق عمل رفته است. اما این خبر خوش، سایهای سنگین هم دارد: جان دریا در خطر است و موفقیت عمل هنوز قطعی نیست.
قسمت ۱۷ «تو کسی هستی که دوست دارم» بیش از هر چیز بر فداکاری دجله، وفاداری ارکان و بیرحمی بازی قدرت در خانواده آلدور تکیه داشت. حالا همه نگاهها به قسمت ۱۸ است؛ آیا دریا از عمل جان سالم به در میبرد؟ آیا دجله از زندان آزاد میشود؟ و مهمتر از همه، ارکان بعد از واگذاری سهام شرکت، چگونه با طاهر و اسات روبهرو خواهد شد؟









