قسمت ۱۶ سریال Altı Üstü İstanbul زیر و روی استانبول
قسمت ۱۶ سریال Altı Üstü İstanbul زیر و روی استانبول
قسمت ۱۶ سریال Altı Üstü İstanbul زیر و روی استانبول (بالا و پایین استانبول) ؛ مجموعهای درام و تابستانی با بازی ایپک چلیک، خلیل ابراهیم کوروم و سایر ستارگان جوان ترکیه …
قسمت ۱۶ سریال Altı Üstü İstanbul زیر و روی استانبول که تیزر اول را می توان از این لینک ت…
قسمت ۱۶ سریال Altı Üstü İstanbul زیر و روی استانبول (بالا و پایین استانبول) ؛ مجموعهای درام و تابستانی با بازی ایپک چلیک، خلیل ابراهیم کوروم و سایر ستارگان جوان ترکیه …
قسمت ۱۶ سریال Altı Üstü İstanbul زیر و روی استانبول که تیزر اول را می توان از این لینک تماشا کرد، به دلیل مسابقات فوتبال با تاخیر پخش میشود دوشنبه ۱۳ یا ۲۰ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۲۰ به وقت محلی از آتیوی پخش خواهد شد … یک تابوت، یک ماشین حمل جسد و عکس امیر. حالا گویی زهرا هر دو پسرش را از دست داده. این خانواده که تحمل غم دیگری را نداشت، حالا با نمایش از دست دادن امیر ویران میشود. ناز بسیار پریشانحال است. نیهال حال خوشی ندارد و بایرام و زهرا نیز بار دیگر غمزدهاند. دوستان امیر هم که از بچگی با او بزرگ شده بودند، نمیتوانند این غم را تحمل کنند. اما آیا واقعاً امیر جانش را از دست داده؟ طبیعتا نه اما در حقیقت چه اتفاقی برای امیر افتاده؟
سریال یالا پایین استانبول در طی هفته تازه سوم شد. ( بررسی ریتینگ روزانه )
- تام کروز: فیلمنامهها را نمیخوانم تا ایدههایم زود وارد پروژه نشوند
- عدیل اختر و کیران هایندز به سریال «Ministry of Time» پیوستند
اما روند داستان در قسمت قبل ( ۱۵ ) چگونه پیش رفت …
ملک پس از حقیقتی که تازه فهمیده، تصمیم میگیرد حق زندگیای را که از او دزدیده شده پس بگیرد و برای حسابکشی از گذشته قدم بردارد. در مقابل، ناز تازه فهمیده که مادرش هنوز زنده است، اما هنوز نمیداند این زن در واقع فخریه است. همین ناآگاهی، او را در آستانه حقیقتی بزرگ و تکاندهنده نگه میدارد.
از سوی دیگر، امیر میداند که برای رساندن ناز به مادرش، قبل از هر چیز باید امنیت فخریه را تأمین کند. به همین دلیل، او با احتیاط و حسابشده پیش میرود تا در زمان مناسب، واقعیت را به ناز بگوید. اما درست زمانی که همهچیز بر پایه یک نقشه محتاطانه در حال پیش رفتن است، حرکت غیرمنتظره ملک جرقه حوادث را زودتر از موعد روشن میکند و روند اتفاقات را از کنترل خارج میسازد.
در همین میان، زیانکار در برابر یورش ناگهانی حکمت غافلگیر میشود. این حمله، همه را در موقعیتی بحرانی قرار میدهد. با این حال، تمام اهالی محله همقسم میشوند که حتی اگر به قیمت جانشان تمام شود، از فخریه محافظت کنند. این همدلی و ایستادگی، فضا را به سمت یک رویارویی بزرگ میبرد.
در جریان این حمله، کمکهایی غیرمنتظره از راه میرسد و باعث میشود همه تصور کنند که این نبرد را با پیروزی پشت سر گذاشتهاند. اما حقیقت چیز دیگری است؛ زیرا برای حکمت، جنگ اصلی تازه آغاز شده و آنچه رخ داده فقط شروع مرحلهای خطرناکتر است.
در پایان، امیر و اوزای بیآنکه بدانند گناهان پدرانشان بر دوش آنها سنگینی میکند، قدمبهقدم به سوی سرنوشتی تلخ و تراژیک پیش میروند؛ سرنوشتی که میتواند زندگی آنها را برای همیشه دگرگون کند.
قسمت پانزدهم با افشای حقیقتهای تلخ، تلاش برای حفاظت از فخریه، حملهای ناگهانی، اتحاد اهالی محله و نزدیک شدن قهرمانان به پایانی تراژیک، داستان را وارد مرحلهای بسیار پرتنش و سرنوشتساز میکند.


