عشقت آتشیست؛ داستان و بازیگران قسمت 3

اخبار تلویزیون

سریال عشقت آتشیست(Sevdan Bir Ateş) با بازی مورات اونالمیش(Murat Ünalmış) و اوزگه اوزاجار(Özge Özacar)، چهارشنبه‌ها ساعت 20.00 از Show TV پخش می‌شود.

داستان سریال

مراسم عروسی میرزا و لیلا چند ساعت مانده به عقد، با ناپدیدشدن لیلا نیمه‌تمام ماند. در 7 سال پس از آن، هیچ خبری از لیلا به دست نیامد. روزی که میرزا تصمیم گرفت زندگی‌اش را از نو بسازد و در آستانه ازدواج با دستَن بود، همه‌چیز تغییر کرد: کرم، خواهرزاده 7ماهه او، به دست پدر واقعی‌اش که در قاچاق انسان دست دارد، ربوده شد.

میرزا برای پیدا کردن خواهرزاده‌اش و شوهرخواهرش راهی حلب شد. اما حلب علاوه بر کرم، لیلا را هم به میرزا بازگرداند؛ همان زنی که 7 سال او را در رنج و اندوه گذاشته بود. میرزا برای خارج‌کردن لیلا و هومای 6ساله از سوریه وارد ماجرایی دشوار می‌شود و در کاپادوکیه، این‌بار باید با خانواده خودش مبارزه‌ای سخت داشته باشد.

بازیگران

بازیگر نقش / شخصیت
مورات اونالمیش(Murat Ünalmış) میرزا
اوزگه اوزاجار(Özge Özacar) لیلا
گوکچه ایوب‌اوغلو(Gökçe Eyüboğlu) میهره
سیتاره آکباش(Sitare Akbaş) دستان
تانر روملی(Taner Rumeli) یامان
سزین بوزاجی(Sezin Bozacı) ماجده
یشیم گول(Yeşim Gül) وصلت
اسماعیل حقی(İsmail Hakkı) جیجی
بیتی انگین(Beyti Engin) عرفان
اورن دویال(Evren Duyal) مقدس
هانده جانپولات(Hande Canpolat) میرای
یوسف گوکهان آتالای(Yusuf Gökhan Atalay) تسبیحچی
جِرِن تاشچی(Ceren Taşçı) فیدان
اصلیهان کارالار(Aslıhan Karalar) جرن
ییعیت یالکین(Yiğit Yalkın) صفا
دوروکجان ساری‌دومان(Dorukcan Sarıduman) عاکف
سلیمان فلک(Süleyman Felek) محمود
آزرا ساره(Azra Sare) اسما
ملیح کرک‌بیر(Melih Kırkbir) آتش
کایرا سیر(Kayra Sır) آهو
ائگه گونولال(Ege Gönülal) یاغیز
بیضا کاراباجاک(Beyza Karabacak) هوما
اوکدای کورونان(Okday Korunan) چاکیر
سوی‌دان سوی‌داش(Soydan Soydaş) فیصل؛ بازیگر مهمان
سرمت یشیل(Sermet Yeşil) نسیم؛ بازیگر مهمان
سوریا کلیمجی(Süreyya Kilimci) صفورا؛ بازیگر مهمان

تهیه‌کنندگی سریال را مهمت جانپولات(Mehmet Canpolat) و سادی جانپولات(Sadi Canpolat) بر عهده دارند و مورات ساراج‌اوغلو(Murat Saraçoğlu) کارگردان آن است.

پیش‌نمایش قسمت جدید

در پیش‌نمایش، لیلا درحالی‌که اشک می‌ریزد به میرزا می‌گوید: «اگر حتی کمی دوستش داشتی، آن عقد را با من نمی‌بستی.» این حرف تنش میان آن دو را بیشتر می‌کند. لحظه‌هایی که لیلا به پدرش، که روی ویلچر است، می‌رسد نیز صحنه‌هایی احساسی را رقم می‌زند.

پدر لیلا می‌گوید: «می‌دانستم می‌آیی دخترم.» میرزا هم با این تصور که روایت لیلا بخش‌های ناگفته‌ای دارد، می‌گوید: «فکر می‌کنم ما هیچ‌چیزی نمی‌دانیم.» این حرف نشان می‌دهد که هنوز همه حقیقت روشن نشده است.

لیلا در اتاق بیمارستان و کنار تخت وصلت، با قاطعیت می‌گوید: «آن اسلحه را پیدا می‌کنم و همه حقیقت را آشکار می‌کنم.» خشم دستَن و جمله «لیلا مرده» از سوی او، کنجکاوی درباره ادامه ماجرا را بیشتر می‌کند. در پایان پیش‌نمایش نیز در لبه پرتگاه اسلحه‌ای به سوی لیلا نشانه گرفته می‌شود.

پس از صحنه‌هایی که میرزا با سرعت رانندگی می‌کند، صدای شلیک شنیده می‌شود و میرزا با درد فریاد می‌زند: «لیلا!»

سریال عشقت آتشیست (Sevdan Bir Ateş) با بازی مورات اونالمیش (Murat Ünalmış) و اوزگه اوزاجار (Özge Özacar)، چهارشنبه‌ها ساعت 20.00 از Show TV پخش می‌شود.
سریال عشقت آتشیست(Sevdan Bir Ateş) با بازی مورات اونالمیش(Murat Ünalmış) و اوزگه اوزاجار(Özge Özacar)، چهارشنبه‌ها ساعت 20.00 از Show TV پخش می‌شود.
داستان سریال — عروسی میرزا و لیلا چند ساعت مانده به عقد، با ناپدیدشدن لیلا نیمه‌تمام ماند. در 7 سال پس از آن، هیچ خبری از لیلا به دست نیامد. روزی که میرزا تصمیم گرفت زندگی‌اش را از نو بسازد و در آستانه ازدواج با دستَن بود، همه‌چیز تغییر کرد؛ کرم، خواهرزاده 7ماهه او، به دست پدر واقعی‌اش که در قاچاق انسان دست دارد، ربوده شد.
داستان سریال — عروسی میرزا و لیلا چند ساعت مانده به عقد، با ناپدیدشدن لیلا نیمه‌تمام ماند. در 7 سال پس از آن، هیچ خبری از لیلا به دست نیامد. روزی که میرزا تصمیم گرفت زندگی‌اش را از نو بسازد و در آستانه ازدواج با دستَن بود، همه‌چیز تغییر کرد؛ کرم، خواهرزاده 7ماهه او، به دست پدر واقعی‌اش که در قاچاق انسان دست دارد، ربوده شد.
میرزا برای پیدا کردن خواهرزاده‌اش و شوهرخواهرش به حلب رفت. اما حلب علاوه بر کرم، لیلا را هم به او بازگرداند؛ همان زنی که 7 سال او را در رنج و اندوه گذاشته بود. میرزا برای خارج‌کردن لیلا و هومای 6ساله از سوریه وارد ماجرایی دشوار می‌شود و در کاپادوکیه، این‌بار باید با خانواده خودش مبارزه‌ای سخت داشته باشد.
میرزا برای پیدا کردن خواهرزاده‌اش و شوهرخواهرش به حلب رفت. اما حلب علاوه بر کرم، لیلا را هم به او بازگرداند؛ همان زنی که 7 سال او را در رنج و اندوه گذاشته بود. میرزا برای خارج‌کردن لیلا و هومای 6ساله از سوریه وارد ماجرایی دشوار می‌شود و در کاپادوکیه، این‌بار باید با خانواده خودش مبارزه‌ای سخت داشته باشد.
بازیگران سریال
بازیگران سریال
تهیه‌کنندگی سریال را مهمت جانپولات (Mehmet Canpolat) و سادی جانپولات (Sadi Canpolat) بر عهده دارند و مورات ساراج‌اوغلو (Murat Saraçoğlu) کارگردان آن است.
تهیه‌کنندگی سریال را مهمت جانپولات(Mehmet Canpolat) و سادی جانپولات(Sadi Canpolat) بر عهده دارند و مورات ساراج‌اوغلو(Murat Saraçoğlu) کارگردان آن است.
چه اتفاق‌هایی در قسمت جدید رخ می‌دهد؟ — در پیش‌نمایش، لیلا درحالی‌که اشک می‌ریزد به میرزا می‌گوید: «اگر حتی کمی دوستش داشتی، آن عقد را با من نمی‌بستی.» این حرف تنش میان آن دو را بیشتر می‌کند. لحظه‌هایی که لیلا به پدرش، که روی ویلچر است، می‌رسد نیز صحنه‌هایی احساسی را رقم می‌زند.
چه اتفاق‌هایی در قسمت جدید رخ می‌دهد؟ — در پیش‌نمایش، لیلا درحالی‌که اشک می‌ریزد به میرزا می‌گوید: «اگر حتی کمی دوستش داشتی، آن عقد را با من نمی‌بستی.» این حرف تنش میان آن دو را بیشتر می‌کند. لحظه‌هایی که لیلا به پدرش، که روی ویلچر است، می‌رسد نیز صحنه‌هایی احساسی را رقم می‌زند.
حرف پدر لیلا، «می‌دانستم می‌آیی دخترم»، تأثیر عمیقی بر مخاطبان می‌گذارد. میرزا با این تصور که روایت لیلا بخش‌های ناگفته‌ای دارد، می‌گوید: «فکر می‌کنم ما هیچ‌چیزی نمی‌دانیم.» این حرف نشان می‌دهد که هنوز همه حقیقت روشن نشده است.
حرف پدر لیلا، «می‌دانستم می‌آیی دخترم»، تأثیر عمیقی بر مخاطبان می‌گذارد. میرزا با این تصور که روایت لیلا بخش‌های ناگفته‌ای دارد، می‌گوید: «فکر می‌کنم ما هیچ‌چیزی نمی‌دانیم.» این حرف نشان می‌دهد که هنوز همه حقیقت روشن نشده است.
لیلا در اتاق بیمارستان و کنار تخت وصلت، با قاطعیت می‌گوید: «آن اسلحه را پیدا می‌کنم و همه حقیقت را آشکار می‌کنم.»
لیلا در اتاق بیمارستان و کنار تخت وصلت، با قاطعیت می‌گوید: «آن اسلحه را پیدا می‌کنم و همه حقیقت را آشکار می‌کنم.»
خشم دستَن و جمله «لیلا مرده» از سوی او، کنجکاوی درباره ادامه ماجرا را بیشتر می‌کند؛ در پایان پیش‌نمایش نیز در لبه پرتگاه اسلحه‌ای به سوی لیلا نشانه گرفته می‌شود.
خشم دستَن و جمله «لیلا مرده» از سوی او، کنجکاوی درباره ادامه ماجرا را بیشتر می‌کند؛ در پایان پیش‌نمایش نیز در لبه پرتگاه اسلحه‌ای به سوی لیلا نشانه گرفته می‌شود.
پس از صحنه‌هایی که میرزا با سرعت رانندگی می‌کند، صدای شلیک شنیده می‌شود و میرزا با درد فریاد می‌زند: «لیلا!» این لحظه‌ها از اتفاقی سرنوشت‌ساز در قسمت جدید خبر می‌دهند.
پس از صحنه‌هایی که میرزا با سرعت رانندگی می‌کند، صدای شلیک شنیده می‌شود و میرزا با درد فریاد می‌زند: «لیلا!» این لحظه‌ها از اتفاقی سرنوشت‌ساز در قسمت جدید خبر می‌دهند.
عشقت آتشیست
عشقت آتشیست(Sevdan Bir Ateş)

Reviews

0 %

User Score

0 ratings
Rate This

Leave your comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *