خلاصه قسمت 3 سریال حیثیت؛ بدهیها ازدواج زوج جوان را تهدید میکند
در سریال حیثیت(Haysiyet)، بدهیهایی که خانواده کارلیاووا سالهاست با خود حمل میکند، اینبار زندگی مشترک زوج جوان را تهدید میکند؛ زوجی که عشق ناممکنشان در میانه درگیری دو خانواده کاملاً متضاد شکل گرفته است.
عوامل و بازیگران
تهیهکنندگی سریال را علی گوندوغدو و اینجی گوندوغدو بر عهده دارند و ادا تکسوز کارگردان آن است. فیلمنامه را لیلا اوسلو اوتر و جم آکیولداش نوشتهاند.
| بازیگر |
|---|
| کرم آلشیک(Kerem Alışık) |
| دوغان گونگور(Doğukan Güngör) |
| رها اوزجان(Reha Özcan) |
| مریه اوزتورک(Merih Öztürk) |
| بوراک چلیک(Burak Çelik) |
| گوکبرک ییلدیریم(Gökberk Yıldırım) |
| اورکون جان ایزان(Orkun Can İzan) |
| آصیر گوندوغدو(Asır Gündoğdu) |
| آیبوکه ییلماز(Aybüke Yılmaz) |
| الیفجان اونگورلار(Elifcan Ongurlar) |
| برفین کیماز(Berfin Kıymaz) |
| نیزام نامیدار(Nizam Namidar) |
| گولچین هاتیهان(Gülçin Hatıhan) |
| آیچا وارلییر(Ayça Varlıer) |
| سرن کسیم(Ceren Kesim) |
| اجم کوجا(Ecem Koca) |
| دوروک میراچ گونایدین(Doruk Miraç Günaydın) |
| هلال کووت(Hilal Kuvvet) |
| نرگس اوزتورک(Nergis Öztürk) |
در قسمت قبل چه گذشت؟
دنبالکردن سیمای از سوی محمد، آغاز تصمیمی بزرگ بود که میتوانست زندگی هر دو خانواده را تغییر دهد. محمد و سیمای یکدیگر را انتخاب کردند و با پذیرفتن رویارویی با خانوادههایشان، مخفیانه ازدواج کردند. اما بازگشت دستدردست آنها به محله، حسابوکتابهای قدیمی دو خانواده را دوباره زنده کرد. فروپاشی روحی حلیا خشم جمال را شعلهور کرد و دوستان قدیمی به دشمن یکدیگر تبدیل شدند.
درگیری طارق با برادران کارلیاووا، تنش با خانواده ترمان را به نقطه انفجار رساند؛ اما واکنش حلوک قرار بود بسیار سنگینتر باشد. درست وقتی محمد و خانوادهاش کاملاً در تنگنا قرار گرفته بودند، اقدام غیرمنتظره محمد همه را شگفتزده کرد. سیمای همزمان میکوشید از مردی که دوستش دارد محافظت کند و خشم خانوادهاش را فروبنشاند. حلوک انتخاب دخترش را جنگی علیه حیثیت(Haysiyet) خود میدید و دو خانواده در برابر هم قرار گرفتند. آیا محمد و سیمای با انتخاب یکدیگر سرنوشتشان را تغییر میدهند یا دو خانواده را وارد جنگی بیبازگشت میکنند؟
در قسمت جدید چه خواهد شد؟
محمد و سیمای در میان خشم دو خانواده تلاش میکنند زندگی خودشان را بسازند، اما بدهیهای قدیمی خانواده کارلیاووا از همان روزهای نخست، ازدواجشان را به محک میگذارد. خانواده با خطر ازدستدادن زمینهایی روبهرو میشود که تنها پشتوانهاش میداند. محمد برای نجات خانوادهاش دوباره به کار مشغول میشود و کارلیاوواها نیز هرچه دارند به میدان میآورند.
این تنگنای مالی جاهطلبیهای سوزان را آشکار میکند. عزیز که میخواهد همسرش را خوشحال کند، میان خانواده و خواستههای خودش گرفتار میشود. توفان هم هرچند از روبهروشدن با واقعیتهایی که زندگی مشترکش را متزلزل میکند طفره میرود، سرانجام خود را در بنبستی بزرگ مییابد.
از سوی دیگر، حلوک برای جداکردن دخترش از محمد نقشههای پنهانی میچیند و طارق نیز میکوشد حلیا را در برابر محمد با خود همراه کند. در میان این گرفتاریها، احساس گناهی که در وجود سیمای ریشه دوانده او را به فداکاری بزرگی وامیدارد؛ فداکاریای که به مشکلی بزرگ تبدیل میشود و دوباره دو خانواده را روبهروی هم قرار میدهد.
درست زمانی که محمد و سیمای باور دارند با وجود همه این درگیریها میتوانند عشقشان را حفظ کنند، آشکارشدن واقعیتهایی که کارلیاوواها را عمیقاً متزلزل میکند همهچیز را بههم میریزد. آیا محمد و سیمای از این نبرد در کنار هم بیرون میآیند یا راهشان از هم جدا میشود؟









