عشقت آتشیست؛ خلاصه قسمت 5

اخبار تلویزیون

سریال عشقت آتشیست(Sevdan Bir Ateş) با بازی مراد اونالمیش(Murat Ünalmış) و اوزگه اوزاجار(Özge Özacar) در نقش‌های اصلی، هر چهارشنبه ساعت 20.00 از Show TV پخش می‌شود.

داستان سریال

عروسی میرزا و لیلا چند ساعت مانده به مراسم، با ناپدیدشدن لیلا نیمه‌تمام ماند. در 7 سالی که از آن زمان گذشت، هیچ خبری از لیلا به دست نیامد. روزی که میرزا تصمیم گرفت زندگی‌اش را از نو بسازد و در آستانه ازدواج با دستان بود، همه‌چیز تغییر کرد: کرم، خواهرزاده 7ماهه او، به دست پدر تنی‌اش که قاچاقچی انسان است ربوده شد.

میرزا برای پیدا کردن هم خواهرزاده‌اش و هم شوهرخواهرش که او را ربوده بود، راهی حلب شد. اما حلب قرار بود علاوه بر کرم، لیلا را هم به میرزا بازگرداند؛ همان زنی که 7 سال او را در رنج و اندوه گذاشته بود. میرزا برای فراری‌دادن لیلا و هما، دختر 6ساله‌اش، از سوریه وارد ماجرایی دشوار می‌شود و در کاپادوکیه این‌بار باید با خانواده خودش مبارزه‌ای سخت را از سر بگذراند.

بازیگران و عوامل

بازیگر نقش / شخصیت
مراد اونالمیش(Murat Ünalmış) میرزا
اوزگه اوزاجار(Özge Özacar) لیلا
گوکچه ایوب‌اوغلو(Gökçe Eyüboğlu) میهره
سیتاره آکباش(Sitare Akbaş) دستان
تانر روملی(Taner Rumeli) یامان
سزین بوزاجی(Sezin Bozacı) ماجده
یشیم گل(Yeşim Gül) وصلات
اسماعیل حقی(İsmail Hakkı) جیجی
بیتی انگین(Beyti Engin) عرفان
اورن دویال(Evren Duyal) مقدس
هانده جان‌پولات(Hande Canpolat) میرای
یوسف گوکهان آتالای(Yusuf Gökhan Atalay) تسبیح‌چی
جرن تاشچی(Ceren Taşçı) فیدان
آسلیهان کارالار(Aslıhan Karalar) جرن
ییغیت یالکین(Yiğit Yalkın) صفا
دوروکجان ساری‌دومان(Dorukcan Sarıduman) عاکف
سلیمان فلک(Süleyman Felek) محمود
آزرا ساره(Azra Sare) اسما
ملیح کرک‌بیر(Melih Kırkbir) آتش
کایرا سر(Kayra Sır) آهو
اگه گونول‌آل(Ege Gönülal) یاغیز
بیضا کاراباجاک(Beyza Karabacak) هما
اوکدای کورونان(Okday Korunan) چاکیر
سوی‌دان سوی‌داش(Soydan Soydaş) فیصل
سرمت یشیل(Sermet Yeşil) نسیم
ثریا کلیمجی(Süreyya Kilimci) صفورا

تهیه‌کنندگی سریال را مهمت جان‌پولات(Mehmet Canpolat) و سادی جان‌پولات(Sadi Canpolat) بر عهده دارند و مراد ساراچ‌اوغلو(Murat Saraçoğlu) کارگردان آن است.

در قسمت تازه چه می‌گذرد؟

لیلا و میرزا روبه‌روی هم قرار می‌گیرند. میرزا می‌گوید باید همه‌چیز را بی‌پرده با هم در میان بگذارند و چیزی ناگفته باقی نماند. لیلا در برابر اصرار او که می‌گوید «حقیقت را به من بگو، گره‌های درونم را باز کن»، به گریه می‌افتد و با دوراهی بزرگی روبه‌رو می‌شود. این‌که آیا حقیقت پنهان درباره هما را به میرزا می‌گوید یا نه، به پرسشی مهم تبدیل شده است.

در پیش‌نمایش، تنش بر سر هما شدت می‌گیرد. لیلا که از تلاش برای حبس‌کردن دخترش خشمگین شده، فریاد می‌زند که حدومرزها را رد کرده‌اند. دستان با گفتن «برو لیلا، بچه‌ات را هم بردار و برو» او را به حرکت وامی‌دارد و لیلا همراه هما فرار می‌کند. در صحنه پایانی پیش‌نمایش، میرزا راه خودروی حامل لیلا و هما را در جاده می‌بندد.

میرزا از خودرو پیاده می‌شود و به آن‌ها نگاه می‌کند. راننده خودروی لیلا و هما ناگهان اسلحه‌اش را از پنجره بیرون می‌آورد و به‌سوی میرزا نشانه می‌رگیرد. هم‌زمان با فریادهای لیلا که می‌گوید «نه، اسلحه را پایین بیاور!»، صدای شلیک شنیده می‌شود و پس از آن فریاد «میرزا!» به گوش می‌رسد.

سریال عشقت آتشیست (Sevdan Bir Ateş) با بازی مراد اونالمیش (Murat Ünalmış) و اوزگه اوزاجار (Özge Özacar) در نقش‌های اصلی، هر چهارشنبه ساعت 20.00 از Show TV پخش می‌شود.
سریال عشقت آتشیست(Sevdan Bir Ateş) با بازی مراد اونالمیش(Murat Ünalmış) و اوزگه اوزاجار(Özge Özacar) در نقش‌های اصلی، هر چهارشنبه ساعت 20.00 از Show TV پخش می‌شود.
داستان سریال — عروسی میرزا و لیلا چند ساعت مانده به مراسم، با ناپدیدشدن لیلا نیمه‌تمام ماند. در 7 سالی که گذشت، هیچ خبری از لیلا به دست نیامد. روزی که میرزا تصمیم گرفت زندگی‌اش را از نو بسازد و در آستانه ازدواج با دستان بود، همه‌چیز تغییر کرد؛ کرم، خواهرزاده 7ماهه او، به دست پدر تنی‌اش که قاچاقچی انسان است ربوده شد.
داستان سریال — عروسی میرزا و لیلا چند ساعت مانده به مراسم، با ناپدیدشدن لیلا نیمه‌تمام ماند. در 7 سالی که گذشت، هیچ خبری از لیلا به دست نیامد. روزی که میرزا تصمیم گرفت زندگی‌اش را از نو بسازد و در آستانه ازدواج با دستان بود، همه‌چیز تغییر کرد؛ کرم، خواهرزاده 7ماهه او، به دست پدر تنی‌اش که قاچاقچی انسان است ربوده شد.
میرزا برای پیدا کردن هم خواهرزاده‌اش و هم شوهرخواهرش که او را ربوده بود، راهی حلب شد. اما حلب قرار بود علاوه بر کرم، لیلا را هم به میرزا بازگرداند؛ همان زنی که 7 سال او را در رنج گذاشته بود. میرزا برای فراری‌دادن لیلا و هما، دختر 6ساله‌اش، از سوریه وارد ماجرایی دشوار می‌شود و در کاپادوکیه این‌بار باید با خانواده خودش مبارزه‌ای سخت را از سر بگذراند.
میرزا برای پیدا کردن هم خواهرزاده‌اش و هم شوهرخواهرش که او را ربوده بود، راهی حلب شد. اما حلب قرار بود علاوه بر کرم، لیلا را هم به میرزا بازگرداند؛ همان زنی که 7 سال او را در رنج گذاشته بود. میرزا برای فراری‌دادن لیلا و هما، دختر 6ساله‌اش، از سوریه وارد ماجرایی دشوار می‌شود و در کاپادوکیه این‌بار باید با خانواده خودش مبارزه‌ای سخت را از سر بگذراند.
چه کسانی در گروه بازیگران حضور دارند؟
چه کسانی در گروه بازیگران حضور دارند؟
تهیه‌کنندگی سریال را مهمت جان‌پولات (Mehmet Canpolat) و سادی جان‌پولات (Sadi Canpolat) بر عهده دارند و مراد ساراچ‌اوغلو (Murat Saraçoğlu) کارگردان آن است.
تهیه‌کنندگی سریال را مهمت جان‌پولات(Mehmet Canpolat) و سادی جان‌پولات(Sadi Canpolat) بر عهده دارند و مراد ساراچ‌اوغلو(Murat Saraçoğlu) کارگردان آن است.
در قسمت تازه چه می‌گذرد؟ — لیلا و میرزا روبه‌روی هم قرار می‌گیرند. میرزا می‌گوید باید همه‌چیز را بی‌پرده با هم در میان بگذارند و چیزی ناگفته باقی نماند. لیلا در برابر اصرار او که می‌گوید «حقیقت را به من بگو، گره‌های درونم را باز کن»، به گریه می‌افتد و با دوراهی بزرگی روبه‌رو می‌شود. این‌که آیا حقیقت پنهان درباره هما را به میرزا می‌گوید یا نه، به پرسشی مهم تبدیل شده است.
در قسمت تازه چه می‌گذرد؟ — لیلا و میرزا روبه‌روی هم قرار می‌گیرند. میرزا می‌گوید باید همه‌چیز را بی‌پرده با هم در میان بگذارند و چیزی ناگفته باقی نماند. لیلا در برابر اصرار او که می‌گوید «حقیقت را به من بگو، گره‌های درونم را باز کن»، به گریه می‌افتد و با دوراهی بزرگی روبه‌رو می‌شود. این‌که آیا حقیقت پنهان درباره هما را به میرزا می‌گوید یا نه، به پرسشی مهم تبدیل شده است.
در پیش‌نمایش، تنش بر سر هما شدت می‌گیرد. لیلا که از تلاش برای حبس‌کردن دخترش خشمگین شده، فریاد می‌زند که حدومرزها را رد کرده‌اند. دستان با گفتن «برو لیلا، بچه‌ات را هم بردار و برو» او را به حرکت وامی‌دارد و لیلا همراه دخترش هما فرار می‌کند. صحنه پایانی پیش‌نمایش نفس تماشاگران را در سینه حبس می‌کند: میرزا راه خودروی حامل لیلا و هما را در جاده می‌بندد.
در پیش‌نمایش، تنش بر سر هما شدت می‌گیرد. لیلا که از تلاش برای حبس‌کردن دخترش خشمگین شده، فریاد می‌زند که حدومرزها را رد کرده‌اند. دستان با گفتن «برو لیلا، بچه‌ات را هم بردار و برو» او را به حرکت وامی‌دارد و لیلا همراه دخترش هما فرار می‌کند. صحنه پایانی پیش‌نمایش نفس تماشاگران را در سینه حبس می‌کند: میرزا راه خودروی حامل لیلا و هما را در جاده می‌بندد.
میرزا از خودرو پیاده می‌شود و به آن‌ها نگاه می‌کند. راننده خودروی حامل لیلا و هما ناگهان اسلحه‌اش را از پنجره بیرون می‌آورد و به‌سوی میرزا نشانه می‌رود. هم‌زمان با فریادهای لیلا که می‌گوید «نه، اسلحه را پایین بیاور!»، صدای شلیک شنیده می‌شود و پس از آن فریاد «میرزا!» به گوش می‌رسد؛ این صحنه هیجان قسمت تازه را به اوج می‌رساند.
میرزا از خودرو پیاده می‌شود و به آن‌ها نگاه می‌کند. راننده خودروی حامل لیلا و هما ناگهان اسلحه‌اش را از پنجره بیرون می‌آورد و به‌سوی میرزا نشانه می‌رود. هم‌زمان با فریادهای لیلا که می‌گوید «نه، اسلحه را پایین بیاور!»، صدای شلیک شنیده می‌شود و پس از آن فریاد «میرزا!» به گوش می‌رسد؛ این صحنه هیجان قسمت تازه را به اوج می‌رساند.
پخش زنده عشقت آتشیست (Sevdan Bir Ateş)
پخش زنده عشقت آتشیست(Sevdan Bir Ateş)

Reviews

0 %

User Score

0 ratings
Rate This

Leave your comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *