الیف گونی؛ دختری که زیر سایه نام ییلماز گونی دنبال خودش گشت


اخبار سلبریتی

الیف گونی؛ دختری که زیر سایه نام ییلماز گونی دنبال خودش گشت

«دختر ییلماز گونی بودن زندگی‌ام را نابود کرد.» این جمله را یک منتقد سینما نگفته، یک مخالف سیاسی هم نگفته؛ این را الیف گونی، دختر واقعی ییلماز گونی گفته است؛ دختری که از همان کودکی، زندگی‌اش بیش از آنکه شبیه فرزند یک ستاره باشد، شبیه کودکیِ پر از جابه‌جایی، ان…

«دختر ییلماز گونی بودن زندگی‌ام را نابود کرد.» این جمله را یک منتقد سینما نگفته، یک مخالف سیاسی هم نگفته؛ این را الیف گونی، دختر واقعی ییلماز گونی گفته است؛ دختری که از همان کودکی، زندگی‌اش بیش از آنکه شبیه فرزند یک ستاره باشد، شبیه کودکیِ پر از جابه‌جایی، انتظار و زخم‌های خاموش بود.

ییلماز گونی برای بسیاری از دوستداران سینما، نامی بزرگ است؛ بازیگر، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس ترک-کرد که با فیلم‌هایی مثل امید / Umut، گله / Sürü و به‌ویژه راه / Yol در تاریخ سینمای ترکیه و جهان ماندگار شد. فیلم «راه» در سال ۱۹۸۲ نخل طلای جشنواره کن را به دست آورد؛ افتخاری که نام گونی را فراتر از مرزهای ترکیه برد. او به‌دلیل چهره خاص، منش عصیانگر و نقش‌های خیابانی‌اش، لقب «پادشاه زشت» / Çirkin Kral را گرفته بود.

اما پشت این تصویر اسطوره‌ای، برای الیف، کودکی ساده‌ای وجود نداشت.

پدری که بیشتر شبیه یک تصویر بود

الیف گونی در گفت‌وگو با عایشه آرماعان از کودکی‌ای حرف زده که در آن، مفهوم خانه و خانواده همیشه متزلزل بوده است. او می‌گوید در مجموع فقط حدود ۶ سال با مادرش زندگی کرده و در تمام عمرش هم تنها نزدیک به ۳ سال کنار پدرش بوده است.

برای همین، ییلماز گونی برای مدت‌ها بیش از آنکه «پدر» باشد، یک تصویر بود؛ همان عکس بزرگ مردی با نگاه خشن و اسلحه‌ای در دست که در خانه می‌دید. مردی که دیگران تحسینش می‌کردند، اما دخترش باید با غیبت او زندگی می‌کرد.

گاهی شهرت، از بیرون باشکوه به نظر می‌رسد؛ اما برای بچه‌ای که پدرش را نه سر میز شام، نه وقت ترس، نه وقت بیماری و نه وقت دلتنگی کنار خود نمی‌بیند، شهرت فقط یک دیوار بلند است؛ دیواری که باید از پشت آن، پدرش را حدس بزند.

وقتی نام خانوادگی تبدیل به فشار شد

الیف می‌گوید وقتی بالاخره مدتی کنار پدرش قرار گرفت، رنج دیگری آغاز شد. به روایت او، زمانی که شروع به اضافه‌وزن کرد، پدرش به او عباراتی مثل «دختر چاق من» و «دختر احمق من» می‌گفت؛ جمله‌هایی که شاید برای گوینده شوخی یا عادت کلامی به نظر برسند، اما برای یک کودک می‌توانند تا سال‌ها در ذهن بمانند.

از طرف دیگر، مدرسه هم برای او پناهگاه نبود. همه از او انتظار داشتند آن‌قدر موفق باشد که «شایسته نام ییلماز گونی» به نظر برسد. انگار پیش از آنکه خودش باشد، باید وارث یک نام بزرگ می‌بود؛ نامی که برای دیگران افتخار بود، اما برای او گاهی شبیه باری روی شانه‌های کوچک یک کودک.

الیف در دلش فقط می‌خواست فریاد بزند: «شما می‌دانید من چه کشیده‌ام؟»

بهای مبارزه‌ای که خانواده پرداخت کرد

ییلماز گونی فقط یک هنرمند نبود؛ چهره‌ای سیاسی، جنجالی و معترض هم بود. زندگی او با زندان، فشار سیاسی، تبعید و در نهایت مرگ در فرانسه گره خورد. او در سال ۱۹۸۴ در پاریس درگذشت؛ در حالی که تنها ۴۷ سال داشت.

اما روایت الیف، زاویه دیگری از زندگی چنین چهره‌هایی را نشان می‌دهد؛ زاویه‌ای که معمولاً در زندگی‌نامه‌های رسمی گم می‌شود: خانواده‌هایی که پشت اسطوره‌ها جا می‌مانند.

الیف سال‌ها بعد، حرف‌هایی را که هرگز نتوانسته بود مستقیم به پدرش بگوید، در گفت‌وگو با عایشه آرماعان بیان کرد: «بابا، تو بهای مبارزه‌ات را از ما گرفتی. ما بهای هنرت را پرداخت کردیم. زندگی‌مان نابود شد.»

و بعد، سنگین‌ترین جمله را گفت: «دختر ییلماز گونی بودن زندگی‌ام را نابود کرد.»

این جمله فقط یک اعتراض شخصی نیست؛ اعتراف تلخ کودکی است که زیر نور نام پدر، خودش دیده نشد.

الیف اما در سایه پدرش نماند

با همه این‌ها، داستان الیف فقط روایت زخم نیست. او زیر سایه نام پدرش گم نشد. مسیر خودش را پیدا کرد و به حوزه آموزش و روان‌شناسی کودک رفت. الیف گونی پداگوگ شد؛ یعنی در زمینه رشد، تربیت و آموزش کودکان فعالیت کرد. او حدود ۲۰ سال با کودکان مبتلا به اوتیسم کار کرد و در حوزه خانواده‌درمانی نیز تخصص پیدا کرد.

این بخش از زندگی او، شاید آرام‌ترین اما مهم‌ترین پاسخ به گذشته‌اش باشد. دختری که کودکی‌اش پر از جابه‌جایی، قضاوت و فشار بود، سال‌ها بعد کنار کودکانی ایستاد که خودشان بیش از همه به فهمیده‌شدن نیاز داشتند.

شاید همین‌جا، تراژدی زندگی الیف کمی رنگ دیگری می‌گیرد؛ او قربانی یک نام بزرگ بود، اما تمام عمرش را صرف کرد تا کودکان دیگر، پشت برچسب‌ها و انتظارات گم نشوند.

فرزند اسطوره بودن همیشه آسان نیست

ییلماز گونی برای تاریخ سینما یک نام بزرگ است؛ این واقعیت قابل انکار نیست. اما حرف‌های الیف یادآوری می‌کند که هر اسطوره‌ای، از نزدیک چهره‌ای انسانی‌تر و پیچیده‌تر دارد. گاهی همان کسی که برای یک ملت قهرمان است، برای فرزندش غایب، سخت‌گیر یا دست‌نیافتنی بوده است.

الیف گونی به‌عنوان دختر یک ستاره به دنیا آمد، اما تمام عمرش تلاش کرد فقط یک چیز باشد: خودِ الیف.

الیف گونی؛ دختری که زیر سایه نام ییلماز گونی دنبال خودش گشت
الیف گونی؛ دختری که زیر سایه نام ییلماز گونی دنبال خودش گشت

Reviews

0 %

User Score

0 ratings
Rate This

Leave your comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *